درباره موسیقیه

چرا موسیقی ایرانی، با این همه تنوع و رنگارنگی، به مرور به راهی تک‌سویه کشیده شد؟
بعد از انقلاب، یا موسیقی نبود، یا اگر بود، تنها در چهارچوب موسیقی دستگاهی خلاصه شد. گاهی هم آثاری کُپی‌ شده و دست چندم از ملودی‌های یونانی و ترکی در قالب پاپ عرضه شد.

اما چرا؟ چرا دیگر خبری از سبک‌های بومی، محلی، کوچه‌بازاری، مقامی، روحوضی و سبک های دیگر نیست؟ چرا آوازخوانان بزرگی مانند ایرج، گلپا، محمودی خوانساری، گلچین و دیگران خاموش شدند؟ چرا موسیقی ایرانی، روز به روز خشک‌تر، بی‌مزه‌تر و تهی از احساس و عاطفه می شود؟ چرا شعرها سطحی‌تر شده و ژرفای خود را از دست داده اند؟ چرا در موسیقی ایرانی هیچ دگرگونی تازه ای رخ نمی دهد؟

در پی یافتن پاسخ، به کتاب شفا از ابوعلی‌سینا رسیدیم. در بخشی به نام «موسیقیه»، او موسیقی را از دیدگاه‌ ریاضی، فلسفی و روانی بررسی کرده است؛ جایی که موسیقی بیش از آنکه هنر باشد، دانشی پیوندخورده با فلسفه و ریاضیات به شمار می رفت. و این شگفت‌انگیز بود...

آنجا بود که دریافتیم:
موسیقی، موسیقیه!
هفت نُت مشترک در هر ژانر و هر جغرافیا.

و این شد آغاز راه؛ با گروهی همدل، و کارآزموده، با دردی مشترک و به دور از هرگونه جانبداری، بر آن شدیم برنامه‌ای گسترده برای بازشناسی و بازآفرینی موسیقی ایرانی پدید آوریم. و نامش را نهادیم: موسیقیه

تیم ما

اندرو فلینتوف

حسابدار

هاله بری

کارگردان هنری

گلین کلوس

رئیس بازاریابی

جانی دپ بوسمن

مدیر و مدیر عامل